‏نمایش پست‌ها با برچسب کالبدبازشناسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کالبدبازشناسی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ آذر ۱۹, جمعه

کالبدبازشناسی




آمده ام از شهری که بر دیوارهاش حک شده که قلم شمشیر ماست ، که خون بر شمشیر پیروز است، و حق بر باطل.
از شهری می آیم که خون بر قلم پیروز است
و خون حق است
و سخن باطل.
آری از چنین شهر گلگونی آمده ام که سخن هاتان بیهوده می نماید و که قربان عید ماست و قربانی کردن آیین ما.

۱۳۸۹ آذر ۱, دوشنبه

کالبدبازشناسی




از زمینی آمده ام چنان به طبع به غایت ظرافت، که از عریانی زنانش به لرزه در می آید، و بر متجاوزانش چون سنگ صبور است، و بر خون آزادی خواهانش چنان تشنه که گویی کودکی بر شیر مادر.
آری از چنین سرزمینی آمده ام که از دروازه هایتان نمی گذرم و از سرسوزن هاتان با لبخند، و در دو انتهای فرط زیستن آیین ماست.

۱۳۸۹ آبان ۳۰, یکشنبه

کالبدبازشناسی



از سرزمینی می آیم که مردمانش خون را با خون می شویند، و که نمی گذرند از هم جز مگر چشم در برابر چشم، دست در برابر دست، جان در برابر جان. آنجا که به قصد پایین کشیدن جمشید ،ضحاک را بر تخت می نشانند و لذت انتقام را درنمی گذرند.
آری از چنین سرزمینی می آیم که کینه چشم هایم را کور می کند آنچنان که بر خود زخم می زنم و که قصاص از خواستنی ترین احکام ماست.

پ.ن. درهمين روزگار بود که جمشيد را غرور گرفت و فرّه ايزدي از او دور شد. ضحّاک فرصت را غنيمت دانست و به ايران تاخت. بسياري از ايرانيان که در جستجوي پادشاهي نو بودند به او روي آوردند و بي خبر از جور و ستمگري ضحاک او را برخود پادشاه کردند. شاهنامه فردوسی